Translation of “The Scythians” into Persian by Yusef Amiri
Yusef Amiri has recently translated the book, “The Scythians 700-300 BC” by E.V. Cerneko, published originally in 1983 by Osprey Publishing’s Men at Arms Series (137). The Persian translation will be availbale from the summer of 2010. There is a description of this in Persian at the Asvaran Blog…

The Persian translation also examines the ‘Scythian period’ in the history of Eastern Europe which spanned four centuries. The Scythians spoke an the Old Iranian language which was akin to the Old Persian spoken by the Medes and Persians of ancient Iran.
The Scythians left a lasting impression of their horsemanship upon the history of their times, resonating a thousand years after they had ceased to exist as a sovereign people. Thier ancient homeland (Ukraine and southern Russia) and the territories which they dominated far beyond it continued to be known as ‘greater Scythia’. Amiri’s translation of Cernenko’s book is also highly illustrated with details on Scythian costume, weapons and the way these peoples waged war.
Below is a description of Amiri’s translation in Persian.
۱ بهمن ماه ۱۳۸۸۱- معرفی کتاب
تازهترین کتابی که ترجمهی آن را در ماه گذشته و ویرایش آن را در این ماه به پایان رساندم کتاب «سکاهای باختری» نوشتهی ای.وی. چرننکو (E.V. Cernenko)، خاروشناس برجستهی روس، است که در سال ۱۹۸۳ م./ ۱۳۶۲ خ. به دست انتشارات اسپری منتشر شده است. امیدوارم این ترجمه در تابستان ۱۳۸۹ کتاب منتشر شود.
۲- محتوای کتابسکاها یکی از بزرگترین گروههای قومی ایرانی هستند. این همبستگی (confederation) خود از قومهای فراوانی تشکیل میشد. سکاها نخست در آسیای میانه زندگی میکردند اما به تدریج گروهی از آنان به سوی غرب کوچیدند و در شرق اروپا ساکن شدند. به خاطر پراکندگی جغرافیایی سکاها را به دو گروه بزرگ تقسیم میکنند: سکاهای خاوری یا آسیایی و سکاهای باختری یا اروپایی. گروه دوم را در یونانی اسکوت (جایگاه: Skyth) میخواندند که در فرانسه اسکیث و در انگلیسی سیتیان (Scythian) خوانده میشوند. اصل این نامه به نوشتهی اسوالد شِمِرنی (Oswald Szemerényi)، زبانشناس برجستهی معاصر، «اسکودر» است که با واژههای shoot به معنای شلیک و پرتاب همریشه است. میدانیم که واژهی سکا نیز به معنای تیر و پرتاب است. و این نام به خاطر سرعت و چیرگی آنان در سواری و شلیک به آنان داده شده بود. در پیشگفتار مترجم، به تفصیل دربارهی این موضوع نوشتهام.اما محتوای کتاب: در ابتدا به زره و ابزارهای پدافندی (دفاعی) و سپس به سلاحهای آفندی سکاهای باختری پرداخته شده است. پس از آن به ساختار ارتش سکاها میرسیم و داستان جنگ داریوش بزرگ هخامنشی با سکاهای باختری بررسی میشود. در پایان نیز به دوران افول سکاهای باختری و جایگزین شدن آنان با سرمتها میرسیم. کتاب پر است از عکسها و تصویرهایی از آثار باستانی به جا مانده از سکاهای باختری که پر از شور زندگی و جنبش و تحرک است.کتاب بعدی که در دست ترجمه دارم کتابی است دربارهی سرمتها.
This entry was posted
on Monday, February 8th, 2010 at 9:26 am and is filed under Scythians and Alans.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
Both comments and pings are currently closed.